بي دهان بي الفبا
1
می خواهم از خواب هات بنویسم
از مرده هایی که صورت نداشتند
با لبخندي سرد
ادکلن می زنند
و آرامش متلاشی خاکند
فکرش را بکن
بی دهان/ بي الفبا
بی صورت / بی ابرو
و خالی یک جفت چشم
که سرنوشت عنکبوت هاست
با مورچه ها که رویا هات را می برند
2
یک صندلی
یک میز
یک اتاق سه در چهار
برای عاشق شدن
حتا اگر کودکی ات را قاب کنی و بگذاری روی تاقچه اتاق خوابت
حتا اگر چشم های من قاب هیچ اتاقی نباشد
من از خواب موریانه ها می ترسم
3
من خواب دیده ام
خواب دیده ام
*هاشم كروني
*
انشاالله امسال نمايشگاه هستم با مجموعه ي تازه ام : (بي دهان، بي الفبا) غرفه نشر تكا.
*
اين روزها سخت دلم گرفته/ دعايم كنيد/يا حق/ياعلي مدد/يا امام حسين عليه السلام/
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم فروردین 1389ساعت 0:38  توسط هاشم کرونی
|

