سونامی در بیمارستان
سلام بعد مدتها با یک کار تکراری به روزم که به روز باشم/ شما هم بهروز باشید...
من در تو فراموشی گرفته ام
از تن تو
عطر داروی بیهوشی گرفته ام
و لباس هات رنگ لبهای پرستار شب شده
من در
بیمارستان در
خانه در
ببند این همه در را
خانم ببخشید کجای بخش
پخش موهاش
نقش گونه هام مانده جای لب هاش
کف بیمارستان
خطی قرمز سبز آبی مرا به دریایی می رساند/ با کف هایی روی موج ها
و گوش ماهی هاش که گردنبند سینه های تو هستند
دختر
موهات را کوسه های کدام دریا بریده اند
تازیانه ات می زنم یکصدبار
و دور بیمارستان تاب می خوریم
خنده ی موذیانه پرستارها
تنم را ریش ریش می کند
و کرم ها
ساقه های جوان تو را می جوند
من
وجه چندم چند وجهی ام
بعد چندم چند بعدی
من
نه
منم
*هاشم کرونی
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 13:1  توسط هاشم کرونی
|

